فهرست ۩ نشر ِ نظر ۩ هم داستانیها ۩ نگارخانه ۩ نقطههای عاشورایی
بغض
در تمام مدتی که مرا به دندان گرفته بود بغض توی گلویم گیر کرده بود. عمود که بر فرق سرش خورد بغضم ترکید و اشکهایم ریخت روی زمین. مرد متحیر و مأیوس باقی ماند.
فاطمه قنبریان – تهران
نگاشته شد بتاریخ یکم شهریورماه سنه هزار و سیصد و نود شمسی